خاک – رسول پیروزی

[ad_1]

 

خاک

شاعر : رسول پیروزی

نفسی تازه کن اندر دل این سایه پاک
غزلی موعظه کن بر کفن دشت مغاک

کاروان عشق را گردن بزن شیرین سخن
کاروانم کاروانی سائل است و سر فداک

تو تقلایی بکن،توطئه کن،رشک بزن
تا که من پر بزنم زین قفس و مرگ و هلاک

آشتی کن با دل و این احتراق در نجوم
آشتی کن ای عزیزم کین دروغ نبود ملاک

رنگ دل سرخ شود از هوس دیدن تو
رخ تو محو کند خستگی و این عطش در دل خاک

انحراف و اعتراف و اعتلاف و اعتکاف
این سرانجام من است و شعر و خاک

برچسب‌ها: رسول پیروزی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *