اخلاص عمل

[ad_1]

خیری در شهر خود مسجد بساخت

نزد او بهلول رفت بهر شناخت

گو به من نیت چه داری زین عمل

ساختی مسجد چرا در این محل

بهر شهرت ساختی و افتخار

یا به دست آری رضای کردگار

در جوابش گفت مقصودم خداست

هر چه غیر از این کنم بی شک خطاست

رفت بهلول و به دیوارش نوشت

نام خود را روی آن دیوار وخشت

مرد خیر وقت مسجد آمدن

آن نوشته دید و لرزان شد به تن

زود شد با مردمان در گفتگو

این بنای دست من باشد نه او

بعد از آن بهلول او را دید و گفت

با ریا اعمال تو گردیده جفت

نیم بهر حق شد ونیمی هوا

شرک اندر کار حق نبود روا

کار با اخلاص محبوب خداست

بدترین اعمال کار با ریاست

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *