باز فصلِ امتحان شد، دپرسم!

[ad_1]

باز فصلِ امتحان شد، دپرسم!

نوبهارِ من خزان شد، دپرسم!

زیست، شیمی با تقلب رد شدند!

نوبتِ درسِ زبان شد، دپرسم

یک مراقب گفت بنشینم جلو

پشتِ من بر دیگران شد دپرسم

هر چه می خوانم ز یادم می رود

ذهنِ بنده ناتوان شد دپرسم

بود قبلاً یارِ ما بچّه زرنگ!

قیمتش حالا گران شد، دپرسم

دوست دارم نمره ی دَه را ولی

نمره ی من نصفِ آن شد، دپرسم

تا که آمد نمره ی من روی بُرد

جوِّ سالن فانِ فان شد، دپرسم

مادرِ من نمره هایم را که دید

سکته کرد و نیمه جان شد، دپرسم

برق هم از کله ی بابا پرید

کلِّ جسمش استخوان شد، دپرسم

کرد داداشِ بزرگم خودکشی!

خواهرم « میتی کومان » شد، دپرسم! !

داد استعفا شبی استادمان

رفت از دستم نهان شد، دپرسم

الغرض امسال هم چون سالِ قبل

ضعف های من عیان شد! دپرسم

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *