کشف و اتفاق شاعرانه در سه‌گانی‌های دکتر علیرضا فولادی

[ad_1]

کشف و اتفاق شاعرانه در سه‌گانی‌های دکتر علیرضا فولادی

به نام خدا

کشف و اتفاق شاعرانه در سه‌گانی‌های دکتر علیرضا فولادی

در بین هنرهای هفتگانه، ادبیات (شامل شعر ، داستان ، فیلمنامه و…) پنجمین هنر است. وجه مشترک تمام هنرها، تخیل و عاطفه و منشوری بودن (به معنای چندمعنایی بودن و نه به تعبیر برخی معناگریزی) است.
شعر یکی از برجسته‌ترین زیرمجموعه‌های هنر پنجم است که خود نیز از جهات مختلف زیرمجموعه‌های فراوانی دارد.
سه‌گانی از قالب‌های معاصر شعر کوتاه فارسی است که بوطیقای آن را شاعر و پژوهشگر معاصر، دکتر علیرضا فولادی نوشته و به ادبیات معاصر معرفی نموده‌است.
دکتر فولادی علاوه بر مشخص کردن چهار ویژگی اصلی برای سه‌گانی ( کوتاهی، سه‌لختی، کوبشی و بسته بودن) به هفت اصل نیز برای غنای بیشتر این قالب اشاره داردکه بسیار کلیدی و کاربردی‌اند وبهره‌گیری از همه یا چند مورد از آنها، برای تقویت و ماندگاری سه‌گانی‌ها، بسیار اثرگذار است.
اولین اصل از اصول سه‌گانی، «کشف و اتفاق شاعرانه» است که درک درست این اصل به خلق سه‌گانی‌های خواندنی و جذاب خواهد انجامید.
از اصل« کشف و اتفاق شاعرانه» درمی‌یابیم که سه‌گانی‌پرداز ابتدا اتفاقی در محیط پیرامونش می‌بیند(عینی) و سپس در زوایای پنهان این اتفاق، به کشفی می رسد(ذهنی).
در برخی شعرهای کوتاه، شاعر در مرحله ی اتفاق شاعرانه می‌ماند؛ یعنی فقط اتفاق را نشان می‌دهد بدون اینکه کشفی داشته باشد از آن اتفاق.
گاه شاعر از یک اتفاق ذهنی، به کشفی ذهنی می‌رسد که چون هر دو در ذهن اتفاق افتاده کارآمدی چندانی ندارد و نمی‌تواند آنطور که باید در وجود خواننده رسوخ کند و او را به وجد بیاورد.
کشف و اتفاق شاعرانه یعنی شاعر از عین به ذهن یا بالعکس عبور می‌کند و در سه‌گانی به دلیل مجال کوتاهش معمولاً شاهد یک حرکت از عین به ذهن هستیم؛ هر چند ممکن است بیشتر هم باشد که بستگی به توانمندی شاعر و فضای شعرش دارد.
بر خلاف ظاهر این اصل در خوانش که ابتدا «کشف» و سپس «اتفاق» آمده ( کشف و اتفاق شاعرانه)، ابتدا شاعر اتفاقی را آگاهانه (و با نگاهی شاعرانه) می‌بیند و سپس از زوایای پنهان آن به کشفی می‌رسد که از نگاه مردم عادی پنهان مانده است و آن کشف هر چه حکیمانه‌تر باشد با توجه به جهان‌بینی سه‌گانی، پسندیده‌تر است.
در اصلِ کشف و اتفاق شاعرانه،‌ طبیعی است که پای نمادهایی گاه تازه به میان کشیده می‌شود؛ زیرا شاعر با دیدن پدیدهای طبیعی و غیرطبیعی ناخودآگاه به همسان‌سازی ذهنی آن اتفاق با تجربیات زندگی از جهات گوناگون می‌پردازد.
با این مقدمه و در این مجال کوتاه به بررسی اصل کشف و اتفاق‌های شاعرانه در هفت سه‌گانی از مجموعه‌ی سه‌گانی « زیر چترم باران» دکتر فولادی می‌پردازم.
1
آسمان با دل تنگم گریان؛
روی چترم باران؛
زیر چترم باران!
اتفاق شاعرانه: گریستن زیر چتر در روز بارانی.
کشف شاعرانه: (مصراع اول و سوم) بارانی بودن هوای زیر چتر در روز بارانی برای نشان دادن اوج دلتنگی.
2
برای او همین دوبال بس بود،
دوبال میله میله،
پرنده یک قفس بود.
اتفاق شاعرانه: دیدن پرواز پرنده‌ها در ارتفاع محدود.
کشف شاعرانه: پرنده را به خاطر محدودیت در پرواز به شکل قفس دیدن و اینکه پرنده بر فرض آزادی هم قدرت پروازش محدود است و پرواز واقعی به بال‌هایی از جنس دیگر محتاج است.
3
هر چند به ماندنش در این دنیا،
جز تا سر ظهر دل نمی‌بندد،
آدم‌برفی همیشه می‌خندد.
اتفاق شاعرانه: دیدن آب شدن تدریجی آدم‌برفی بعد از اتمام بارش برف.(یک آدم برفی که با هنر دست یک انسان شاد، لبخند به لب دارد.)
کشف شاعرانه: (هر سه مصراع)شاد بودن و لبخند به لب داشتن آدم برفی در عین این که در حال آب شدن است و به نحوی حس گریستن را القا می‌کند. این کشفِ همراه با تناقض تاثیر شگرفی بر عاطفه و اندیشه خواننده می‌گذارد.
4
گرم گفتگو،
با زبان بوسه بوسه بو…،
ماهیان.
اتفاق شاعرانه: باز و بسته شدن دهان ماهیان در آب برای تنفس.
کشف شاعرانه: (مصراع اول و دوم) با زبان بوسه ( با توجه به حالت باز و بسته شدن دهان ماهیان) گرم گفتگو بودن ماهیان.
5
این دو سرو ناز،
باز روبه روی هم گریستند؛
ریشه‌ها یکی دوتا که نیستند!
اتفاق شاعرانه: دیدن دو درخت سرو در کنار هم.
کشف شاعرانه: (مصراع دوم و سوم)
الف) روبه روی هم بودن دو درخت سرو.
ب) گریان و دلتنگ دیدنشان به خاطر این که نمی‌توانند فاصلۀ تنه‌هایشان را به دلیل جای گرفتن ریشه‌هایشان در زمین کم کنند.
ج) ریشه در هم تنیدنشان (عشق عمیق)
نکتۀ جالب توجه در مصرع سوم، این است که با دو شیوه خواندن دو معنی زیبا و متفاوت التذاذ ادبی فراوانی را به کام خواننده می‌نشاند:
الف) ریشه‌ها یکی؛ دو تا که نیستند: ریشه‌هاشان از بس در هم تنیده شده، یکی شده.
ب) ریشه‌ها یکی دوتا که نیستند : اصطلاح «یکی دوتا نبودن» اشاره به فراوانی دارد و در این سه‌گانی می‌تواند به فراوانی و عمق عشق تاکید داشته باشد.
6
آدمک با یک پا
می‌رساند به کلاغان رها
شوق پروازش را.
اتفاق شاعرانه: دیدن آدمک یک پا (مترسکی در مزرعه)
کشف شاعرانه: (مصراع دوم و سوم) شوق پرواز داشتن مترسک با توجه به حالت یک پا و دستهای بازش.
7
نشستند بسیار با هم
و از عشق چیزی نگفتند
دو دیوار با هم.
اتفاق شاعرانه: دیدن دو دیوار رو به روی هم یا در کنار هم.
کشف شاعرانه: (مصراع دوم) سرد و بی‌روح بودن همنشینی دو دیوار.
مجموعه سه‌گانی « زیر چترم باران» از دکتر علیرضا فولادی پر است از این کشف‌واتفاق‌های زیبا و وجدانگیز که انتشارات گفتمان اندیشه معاصر آن را در سال 1394 به چاپ رسانده است.
صدیقه ( نسیم ) محمدجانی / خرداد 1396

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *