برای کابل

[ad_1]

برای کابل به همه ی چشم های زیبای دنیا خط چشم و سرمه نمی کشند
خیلی جاها با گرد و خاک و اشک و خون و دود آتش آرایش می شوند.

همه ی لب ها سرخ و خندان وبرجسته و شیرین نمی مانند
کبود می شوند ترک میخورند به لرزه در می آیند و روی هم فشرده می شوند تا لب های متجا‌وز تلخیشان را شیرین نچشد‌.

همه ی گیسوان بلند و صاف و خوش رنگ با نسیم نمی رقصند ، فرم مردانه به خود می گیرند و به جای سنگینی دست نوازش معشوق،زیر سنگینی کلاه های جنگی را قامت خم می کنند.

همه دست های ظریف با انگشت های بلند ،لطیف و زنانه و سپید نمی مانند
گاه
ماشه را می چکانند
خون روی خنجر را پاک می کنند.
گاه
پستان در دهان نوزاد میگذارند و نوازشش می کنند
همین دست ها

همه ی دختران و زنان و کودکان
همیشه دختر و زن و کودک نمی مانند
جنگ خیلی ها را مرد بار می آورد.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *