شوره زار……

[ad_1]

شوره زار...... به نام خداونـــد بخـــشـ.ـنــده مهـــربــاڹ

این نه ترانه است نه فروتنی کسی فقط درد دل
این زمانست….

روزی ست که دل بسته به دنیا شدیم ما آفریننده دیگر فراموش مون شده است همه به فکر خویش است دگر کسی به فکر هم نوع خودش نیست ، دنیا پوچ دارد به کجا میرسد ؟ دلتنگی ها شده بغض تو گلوی آدم ها ! فریاد می زنند کسی در این دیار نیست که خود را برای من فدا کند ؟ کسی نیست به دادش برسد فقط مردم به فکر خودشان اند ! در میان این آشیانه پرنده خانه نکرده ، عشق از آن خانه رفته ، نه هم زبانی ، نه آشیانه ای ، نه صدای بچه ای برای دل خوش کنک و نه…..
زمانیست ما خود را فروختیم ما خودمون رو به فراموشی سپردیم دیگه به کسی توجهی نداریم فقط نون در میاریم برای اینکه زنده بمونیم ، زندگی دیگه سخت شده یا باید بگمـ که محال شده برامون ….

پدری می گفت با حقوق کارگری چه بکنم یه زن دارم و دو تا بچه که یکی شون شیرخواره یکی شون دانشگاه یهـ لیسانس شو گرفته ولی کسی کار بهش نمیده من با ماهی یک تومن چه کنم ، چقدر باید زجر کشید حتی توانی هم برای کار کردن براش نمونده بود سیاتیک و دیسک کمرش باعث عذاب روز مرش رو می کشید ……

این طرفـــ مادری قصّه فرزنداشو می کشید ، که یکی از بچه هاش پسرش بزرگش منظورمه ، که کاری ندارد و حرص آن رو می خوره ، و دختری دارد که زیباییش بی بدیل است و بعد از یک ازدواج نا موفق زجر می کشید و از دوست های هم دانشگاهیش طعنه می شنوه ، این مادر خودش توانایی کار رو نداره و فقط در جاش خفته و حرص می خوره…..

دیگر دنیا جای زندگی نیست این همه قصه برای پولداران نیست گرچه تو این دنیا کسی بی درد نیست حتی کسانی که فقیرند و پولدار ….

آره همین ها وقتی کسی رو از دست میدن دیگه پول که نجاتشون نمیده ، و درد سراغشون میاد و وقتی که پولدار هستند بخاطر پولشون کسی سراغشون نمیاد چرا که مغرور گشتند و تنها ی تنهایند و حتی بمیرند هیچ کسی نیست حتی دفن شون بکنه و حتی ممکنه که مجنون بشن و خود کُشی کنند این آدم ها همه چیز را توی پول می بینند…

کسانی هم هستند که خانواده یا مردمش مهم تر از پول شونه و به کسان فقیر کمک می کنند اما فقط این افراد نادر اند گروه بعدی هم کمک می کنند و چیز هایی از طرف می خواهند (این دسته رو بعد توضیح میدم)دسته چهارم کمک می کنند و نمی گذارند که کسی بویی ببره و این دسته از صالحان اند در قران این گونه افراد و اون افراد هم دربارش ون آمده که منبع شو نمیدونم بعد این که مطلب تأیید شد براتون میگذارم….

زمانه طوری شده که حتی برادر به برادر رحم نمی کنه و حاضره برای نفع خودش اون و به زمین بکشه یا حتی بکشه ….

ماها خدا را فراموش کردیم و خودمون رو نمیشناسیم ، دیگه اگه کسی روی زمین افتاده باشه ما سنگی بر اضافه بر اون سنگ می گذاریم روی سرش ، یادمه در جوونی پدرم تعریف میکرد که در شهر ما کسی مریض میشد کمکش می کردند و حتی پول نداشت پول روی پول می گذاشتند که بلا رو رفع کنند ، ولی این زمونه چی برادر از برادر ، همسایه از همسایه و… دیگه خبر ندارند و فقط به فکر خودشون اند …..

آری ما خود و خدا را فراموش کردیم و اهمیتی هم برامون نداره و هم باز خداوند به بنده اش میرسد و صبر میکند تا یک لحظه به یاد خودش و خداش بیفته ، این ماییم از پوسته آدم که زمونه باعث شده ما اینگونه باشیم یا شاید هم خود ما هستیم که این خصلت تو پیش می گیریم بهر حال انسان خیلی زضعیف تر از اونیم که عقل ما به این گونه مسائل حتی فکر هم بکنیم …..

این فقط یک گوشه کوچک از کوچکترین درد آدم ها بود ….

خدا را آدم ها دیگر نکنید فراموش

آن هست یار و یاور شما پس ازیاد نبریدش

در این دنیا ی بی ارزش ، میگویم

ما زندگی نمی کنیم ، ما فقط زنده ایم

در این صحرای بی آب و علف بندگی سخت است سخت
زندگانی در این دنیا ی نامردی دشوار است و سخت

نوشته ای از :

مجید مولودی

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *