همآغوشی آرایه ی اغراق

[ad_1]

همآغوشی آرایه ی اغراق همآغوشی آرایه یاغراق با ترفندهای دیگرادبی

از: محسن اعلا ، مازندران
Farbam1344@yahoo.com
چکیده :اغراق درآثارهنری و ادبی همه ی ملل جهان به ویژه ایران بازتاب گسترده ای دارد.« درفرهنگ ایران و
عرب اغراق بیشتر جنبه ی عینی دارد و غالبا در بزرگ نمایی های فیزیکی ظهور می یابد مانند :کوه های بسیاربلند،چاه های عمیق ، قد بلند پهلوانان ، سیری ناپذیری پرخوران و….» ( فصلنامه مطالعات ادبیات تطبیقی. سال ششم. شماره 21-بهار91-ص اول ). « دربین بلاغیون قدیم ایرانی برسر زیبایی و نازیبایی اغراق اختلاف وجود دارد.برخی آن را موجب زیبایی شعردانسته اند ودسته ای آن را دروغگویی نامیده اند . دسته ای دیگرهم به شرط آن که اغراق با حقیقت خیلی فاصله نداشته باشد” آن را پسندیده ا ند. در مباحث ادبی جدید اغراق به عنوان یکی از صورخیال شاعرانه بررسی می شود.این نوع مجاز کاربردی وسیع تر از تشبیه و استعاره دارد. ازاین رو دراشعار حماسی و قهرمانی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.» ( فرهنگ اصطلاحات ادبی، داد، ص 1375:31) ضمنا درجای دیگر از این کتاب آمده است:
«دربلاغت انگلیسی برای اغراق دوقسم برشمرده اند: اغراقی که به موجب آن معانی خرد رابزرگ جلوه دهند (hyperbole )و دیگراغراقی که به موجب آن معانی بزرگ را خرد جلوه دهند( meiosis=understatement)
نوع اخیر برای استهزاء به کارمی رود.» (فرهنگ اصطلاحات ادبی، داد ،ص31 :1375)
این آرایه یکی از نیرومند ترین عنصرخیال است و آمیزش آن با آرایه های بیانی و بدیعی ازجمله استعاره ،تشبیه، کنایه ، تضاد، اسنادمجازی ، تجاهل العارف و دیگرآرایش های شعری سبب آفرینش تصاویر زیبای شاعرانه می شود و نقش زیادی در جاودانگی اثرخواهد داشت.« اغراق درشعر فارسی بیشتر از شعر عربی مورد توجه قرارگرفته است و آثارحماسی فارسی به خصوص شاهنامه ی فردوسی را شورانگیز و مؤثرکرده است اما اغراق در مدح باعث انحطاط کلام می شود و از زیبایی و لطف آن می کاهد . » ( فنون ادبی، احمدنژاد، ص136 :1374)
کلید واژه ها :اغراق ، تخفیف « خفض جناح » ، شیوه های بیانی و بدیعی ، اهداف اغراق ، دسته بندی اغراق، همآغوشی اغراق با ترفندهای دیگرادبی.
مقدمه :انسان از زمانی که پا به عرصه ی گیتی نهاد همواره درپی آن بود که راه کمال را بپیماید و بر نواقص خود فا يق آید. بنابراین کمال خواهی انسان او را برآن داشت که قدرت و سلطه ی خود را به شکل های متعدد دربرابر نیروهای خارق العاده ی طبیعت نشان دهد . دراین میان او به یاری تخیل نیرومند خود – حتی آن جا که حصول آرزوهای محال برای او ممکن نبود- توانست درعالم خیالش برتمام قدرت ها چیرگی یابد. شاعرنیز درجهان تخیل باابزار نافذ و مؤثر اغراق(بزرگ نمایی ) به خواسته های ممکن وناممکن خود دست می یابد. لذا اغراق در کنار دیگرآرایه ها قدرتمندترین عنصرالقای شیوه ی بیان هنری و تجسم اندیشه های دوردست است. به راستی که اگرشاهنامه ی فردوسی تهی ازاغراق بود ، هرگز آن پایگاه رفیع و بلند را نمی یافت و در ردیف حماسه های جاویدان قرار نمی گرفت.« اسکلت و کالبد اصلی حماسه ها اغراق و غلو است. زیرا اگراین عنصر را از حماسه بگیریم از آن حالت اصلی خویش منحرف می شود. چون در حماسه جوهر مطلق گرایی از عوامل اصلی ودرحقیقت ستون فقرات قصه است.بنابراین اغراق هم که نوعی مطلق گرایی است در این حوزه سخت ومناسب جای دارد.» (قصیده ی فنی ، احمدسلطانی ، ص251 :1370). آمیختگی آرایه ی اغراق با ترفندهای دیگرادبی(بیانی و بلاغی) موجب زیبایی، خیال انگیزی، التذاذ هنری و تأ ثیرات عمیق عاطفی و فکری خواننده می شود.لذا دراین جا به کندوکاوی در زمینه ی اغراق می پردازیم.
اغراق: « دراصل لغت به معنی سخت کشیدن کمان است» (فنون بلاغت و صناعات ابی- همایی-ص262) واما دراصطلاح ادبی « آن است که گوینده در وصف کسی یا چیزی به نوعی مبالغه کند که برحسب عادت محال باشد»( فرهنگ ادبیات فارسی- زهرا کیا «خانلری»، ص 60 :1366).
آه سعدی اثر کند درسنگ نکند درتو سنگدل اثری
به عبارت دیگر « زیاده روی نامعقولی است درتوصیف کسی یا چیزی. اغراق ازلحاظ باور عقلی و عرفی دارای درجاتی است»( نقد بدیع ، فشارکی، ص77 :1379) . مبالغه را برسه نوع تبلیغ، اغراق و غلو دانسته اند که دونوع نخست مقبول و نوع سوم را گاه مقبول و گاه مردود می دانند.
به گیتی مرا نیست کس هم نبرد ز رومی و توری و آزادمرد (فردوسی،عروسان سخن،ص239: 1383)
درمورد این صنعت ادبی درجای دیگر آمده است که « اصطلاح اغراق – که در زبان یونانی به معنی مبالغه آمیزاست-درصنایع بدیعی به عنوان نوعی مجاز،مبالغه ی جسورانه یا بزرگنمایی بیش از حد ازچیزی واقعی است یا آنچه که می تواند متحمل باشد. این صنعت ممکن است جهت تأ ثیری جدی، کنایی و یا فکاهی به کار رود…..صفت متضاد اغراق تخفیف است که صنعتی است که چیزی را عملا بسیار کم تر از اندازه و اهمیت واقعی آن نشان می دهد، تأ ثیر این صنعت اغلب کنایی است» ( فرهنگ واره ی اصطلاحات ادبیM.H(MEYERHOWARD – ABRAMS ، بابا یی- صص 202- 201 :1386).
دکترپورنامداریان ( سفر در مه- ص 253: 1381) درباره ی اغراق معتقدند که با توجه به مفهوم وسیع آن می تواند در شمار تصویر قرار بگیرد. ضمنا « اغراق تأ ثیر سخن شاعر را در جهت موضوعی که بیان می کند ، بیشتر و مؤثر تر می سازد. این آرایه در هر مضمونی سبب می شود که آن مضمون از حد یک امر عادی و طبیعی خارج شود و همین خروج موضوع از حوزه ی عواطف عادی ، برجستگی و تشخص و عظمت خاصی یه آن می بخشد که عادت آن را برنمی تابد. علاوه بر این تصرفی که ذهن شاعر در شیوه ی طبیعی و عادی بیان می کند تا حالت یا صفتی را کوچک تر یا بزرگ تر از آنچه هست بنمایاند، ازنیروی خیال مایه می گیرد. بنابراین خود نوعی تصویرشعری به شمار می آید
که اگرعناصرسازنده اش با دقت انتخاب شود وبا موضوع هماهنگی داشته باشد، به سخنکیفیتی حماسی می بخشدو آن
را نافذ و مؤثر می سازد » (سفردر مه- پورنامداریان – ص 253: 1381)هم او درجای دیگرمی نویسند : « اغراق ناشی از شور و هیجان شدید عاطفی است تا شاعری نفرت فوق العاده یا محبت فوق العاده یا تعلق خاطرفوق العاده به شخص یا اندیشه یا حادثه ای نداشته باشد ، نمی تواند به وجهی اغراق آمیز از آن سخن گوید» ( همان ، پورنامداریان ص255: 1381).
نمونه ای از اغراق: درسوگ سیاوش که به دست افراسیاب کشته شد
به مرگ سیاوش، سیه پوشد آب کند زار نفرین بر افراسیاب (فردوسی)
-اغراق درتوصیف بلندمرتبگی قزل ارسلان :
نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند (ظهیرفاریابی)
درکتاب « درباره ی شعر» آمده است :« اغراق و بزرگ نمایی صرفا گزافه گویی است ، اما گزافه گویی ای که درخدمت حقیقت باشد » ( پرین ، مترجم: راکعی ، ص64: 1373) بنابراین درجمله ی « هزاران نفر درمیهمانی دیشب شرکت کردند » اغراق به کار رفته است و جمله ی مورد نظر مجازا به معنی « حضور کثیری ازمردم » است .
لذا اغراق نیز مانند بسیاری از انواع مجاز می تواند با درجات مختلف تأ ثیر به کار گرفته شود. همچنین این آرایه می تواند « خنده داریا خشک و سنگین باشد، مجاب کننده باشد یا نباشد» ( درباره ی شعر، راکعی، ص64: 1373).
نقطه ی مقابل بزرگ نمایی را که پیش ازاین نام تخفیف داده ایم ، درجایی دیگر از آن « خفض جناح » ( شعروشاعری، پرین ، سلگی ، ص 83: 1371) نام برده اند که درتعریف از آن گفته اند : « بیان چیزی کم تر از آن چه که مورد نظر باشد » ( شعرو عناصرشعری، پرین ،مترجم: سلگی، ص83: 1371 ) نکته ی قابل ذکر آن که ممکن است ازطریق کوچک یا بزرگ نمایی بتوان حقیقتی واحد را مورد تأ کید قرار داد که دراین صورت متناقض به نظرمی رسد . تخفیف یا خفض جناح ممکن است در خود گفتار و یا در نحوه ی گفتار نیز رخ نماید. نمونه ای از تخفیف در زیر می آید: آفتاب لایق نیست / وگرنه می گفتم / جرقه ی نگاه توست ( موسوی گرمارودی، شعروعناصرشعری، سلگی، ص83: 1371 ).
مروری کوتاه و گذرا بر اغراق در اشعار برخی شاعران : به گفته ی استاد شفیعی کدکنی درصور خیال شعرفارسی( بخش اغراق و مبالغه- ص130: 1386). قدیم ترین جایی که در کتب بلاغت اسلامی بحثی از اغراق شده کتاب البدیع ابن معتز است. ایشان همچنین در کتاب پیش گفته ،تعریف خطیب قزوینی را دقیق ترین تعاریف مبالغه می دانند و آن را منحصر به سه شکل تبلیغ ، اغراق و غلو می کنند. ضمنا می نویسند « شاید یکی از دشوارترین مباحث زیبا شناسی و هنر ، رسیدگی به همین مسأ له ی اغراق و صورت های زیبا ویا ناپسند آن باشد » ( صور خیال ، شفیعی کدکنی، ص134: 1386 ) . علاوه براین معتقدند مرزی که قدما برای ارزیابی سه شکل یادشده ، قا ئل اند مرز چندان دقیق و مشخصی نیست . زیرا این سه چنان درهم آمیخته اند که گاه قابل تشخیص نیستند. ازاین روی ما این سه شکل را تحت عنوان « اغراق » بررسی می کنیم. استاد نامبرده آرای قدما را در باب زیبایی و زشتی و یا پذیرش و عدم پذیرش انواع مبالغه قابل قبول نمی دانند. این نکته شاید ازیک طرف به این دلیل باشد که نگرش ما از زشتی و زیبایی درمقایسه با بینش قدما به تدریج دگرگون شده و به عبارت دیگر نسبت به این موضوع تغییر زاویه ی دید داده ایم. اغراق از آن جا که در همه ی ادوار شعر فارسی بیش و کم حضور دارد ، خواه نا خواه با بسیاری از عناصر زیبایی آفرینی درهم تنیده است.ازاین روی استاد شفیعی کدکنی در مورد اغراق می نویسند:« اغراق چیزی است مانند قارچ که در کنارهریک از انواع خیال می روید گاه زیبا و گاه مایه ی انحطاط .»( صورخیال، شفیعی کدکنی- ص136:1386 )این آرایه اگرچه در کتاب های متأخرین درحوزه ی صنایع معنوی بررسی می شود ، گروهی هم آن را از دید گاه بیانی مورد توجه قرار می دهند واز انواع صورخیال به شمار می آورند. این ترفند ادبی بیشترین نقش را در حماسه بازی می کند.به همین سبب استاد شمیسا اغراق را درحماسه جزء ذات شعرمی دانند( انواع ادبی، ص 130 : 1370).
اغراق در دوره های اول نمونه های بسیار کمی دارد و رفته رفته رشد یافته ودر اشعارحماسی به ویژه شاهنامه یفردوسی و گرشاسب نامه ی اسدی توسی بسامد بالایی پیدا می کند، به طوری که دکترشفیعی کدکنی می نویسند: « درشاهنامه وسیع ترین صورت خیال ، اغراق شاعرانه است. اغراق شاعرانه درشاهنامه دارای خصایصی است که با دیگرنمونه های مشابه آن درشعر این روزگار و اعصار بعد نیز قابل قیاس نیست .» ( صورخیال ، شفیعی کدکنی ، ص448) . صرف حضور اغراق درآثارهنری مورد توجه نیست، بلکه این عنصر نقش آفرین باید جنبه ی شاعرانه نیز داشته باشد و چنانچه با شگردهای دیگر ادبی درآمیخته باشد ، منشأ اثری شگفت انگیز و ماندگار خواهد بود. لذا از این زاویه می توان اغراق هنری و شاعرانه را از اغراق غیرهنری متمایزکرد و بازشناخت.با مطالعه ی دیوان شاعران فارسی این گونه به نظر می رسد که برخی از آن ها از همه ی قابلیت های اغراق به نحو شایسته ای دراشعارشان بهره نگرفته اند و بالعکس گروهی از آنان نظیر فردوسی بزرگ با بهره گیری دقیق و عمیق از اغراق، تصاویر عظیم و اعجاب انگیزی را آفریده اند.
به تنها یکی گور بریان کنی هوا رابه شمشیر گریان کنی
برهنه چو تیغ توبیند عقاب نیارد به نخجیرکردن شتاب
نشان کمند تودارد هژبر ز بیم سنان تو خون بارد ابر( فردوسی، فرهنگ اصطلاحات ادبی، ص31)
اغراق در دوره های بعد یعنی عصر منوچهری و فخرالدین اسعد گرگانی وسعت پیدا می کند. استاد شفیعی کدکنی می نویسند:« درحوزه ی طبیعت و تشبیهات و استعارات هنوز به حد تفریط و افراط نرسید اما در زمینه ی مدح، شاعران ، اغراق و غلو را گسترش داده اند.» ( صورخیال ، ص 479) .این استاد همچنین در باره ی منوچهری می نویسند :« منوچهری به جای این که از رهگذر اغراق و حرف های دور از خرد و انسانیت ، ممدوح را خرسند کند با تصاویر گوناگون او را به لذت وا می دارد.» ( صورخیال،شفیعی کدکنی، ص506) .هم ایشان درباب فخرالدین اسعد گرگانی و مقایسه او با فردوسی این گونه می افزایند:« او درزمینه ی تصاویر جنگی تجربه ای ندارد ولی اغراق هایی که در زمینه ی رزمی دارد- اگر ازجنبه ی وزنی شعرش بگذریم- مناسب با حماسه است.»( صور خیال، شفیعی کدکنی، ص 568) . ودر ادامه می نویسند :« گاه اغراق های او (فخرالدین اسعد ) محدود است یعنی موضوع را کوچک و نرم و زیبا می کند و عظمت و بیکرانی را – که رکن اصلی اغراق در حماسه است – از آن می گیرد .» ( صورخیال، شفیعی کدکنی ، ص 569) .از عبارات اخیر برمی آید که ناتوانی شاعر ازیک طرف و فقدان روحیه ای حماسی و دور از حس اغراق آمیز از سوی دیگر ، محدودیت شدیدی برای ظهور اغراق ودرنتیجه آفرینش تصاویری اعجاب انگیز ایجاد می کند ونهایتا موجب سقوط و انحطاط شعر می شود.
دکتر شفیعی کدکنی ضمنا درباره ی اغراق های اسدی توسی می آورند: « اغراق های اسدی در جهت نوعی ریزه کاری و دقت است نه در جهت عظمت بخشیدن ، گاه چنان در جزيیات خیره می شود و اغراق را که باید مایه ی تعالی بیان حماسی شود ، سبب ضعف بیان می کند که با حماسه هیچ تناسبی ندارد.» ( صورخیال ، شفیعی کدکنی ، ص920).
آرایه ی اغراق به طورکل درهمه ی ادوار شعرفارسی دیده می شود ، اما دراین میان ممکن است دریک دوره کم ترو در دوره ای دیگر بیشتر باشد. یا شاعری ازاین آرایه کم تر و شاعردیگری بیشتر استفاده کرده باشد.حتی نوع ادبی ، موضوع ، فضا و قالب شعر نیز چه بسا در میزان به کارگیری اغراق مؤثر باشند.علاوه براین اغراق نیز مانند شگردهای دیگرادبی ممکن است از تازگی و نوآوری برخوردار بوده وشاید هم کهنه و فرسوده با شد. گذشته از این ها ، اغراق را می توان ازمنظر دیگری هم نگریست و آن را به دو گروه الف) اغراق های ذهنی وانتزاعی ب) اغراق های حسی و عینی تقسیم نمود. لذا نوع برخورد شاعران با این آرایه، تعیین کننده ی این تقسیم بندی است. ضمنا همان گونه که قبلا اشاره کردیم ، اغراق هامبتنی برتشبیه حسی اند و تدریجا به سمت ذهنی سوق پیدا می کنند. مثلا اغراق های برخی شاعران سبک هندی نظیر طالب مایل یه ذهنی است.
ازپیکر ملایک جوشد سماع روح // گاهی که نغمه ریز شود ارغنون من (طالب،طرزتازه،حسن پورآلاشتی،ص152)
درکتاب «طرز تازه » آمده است : « شاعران استعاره پرداز و تجرید گرا ، اغراق های شعرشان نیزخصلت تجریدی و انتزاعی دارد و درواقع ، هم سو با رویکرد اصلی شعرشان در خدمت خلق تصاویر و مضامین ذهنی تر ، تجریدی تر و انتزاعی تر است.» ( طرزتازه،حسن پورآلاشتی، ص191).
میزان تأثیر گذاری آرایه ها در مخاطب یکسان و یکنواخت نیست.ممکن است ازمیان آن ها تعدادی تأثیربیشتر وتعدادی نیز تأثیر کمتری درمخطب بگذارند. اغراق جزء آرایه هایی است که چنانچه مناسب ودقیق در شعربه کار رود ، بیشترین تأثیر را بر مخاطب خواهد داشت.
آه سعدی اثر کند در سنگ نکند در تو سنگدل تأثیر (سعدی)
سعدی در بیان بی رحمی محبوب خود اغراق می کند.زیرا در این بیت آه او در سنگ که مظهر سختی و قساوت است ، اثر می گذارد اما بر دل محبوب او کوچک ترین اثری ندارد. ویا در بیت زیر :
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران(سعدی)
این بیت زیبایی خود را مدیون اغراقی است که درآن وجود دارد. بنا بر این « به کاربستن عنصر اغراق در شعر، نشانگر ذوق هنری شاعر است و باعث پرواز تخیل و تقویت آن نزد خواننده می شود. از این رو، آن چه حد زیبایی یا قابل قبول بودن اغراق را تعیین می کند ، صرف دوری آن از واقعیت یا نزدیکی آن به واقعیت نیست بلکه ملاک اصلی ، زیبایی و تناسب تصویری است که به وسیله ی اغراق ارائه می شود. … چنانچه اغراق نابه جا و به دور از تخیل شاعرانه باشد و بر تحرک و پویایی شعر نیفزاید نه تنها مزیتی به شمار نمی رود که باعث انحطاط آن نیز خواهد شد.» (هنر و ادب فارسی ، غلام ، ص 54-53) .
اهداف و اغراض شاعردربه کارگیری اغراق :وقتی هر هنرمندی در آثار خود از اغراق کمک می گیرد،قطعا از به کارگیری آن اهدافی در سر دارد و شاعرهد فمند ، آگاهانه از همه ی ابزارها در جهت تعالی اثرش استفاده می کند که ما در این جا به تعدادی ازاهداف آناشاره می کنیم:
الف) بزرگ نماییو کوچک نمایی به منظور تشخص موضوع و مفهوم
ب) تأثیرعاطفی بر مخاطب ونفوذ بر زوایا و خفایای ذهن خواننده
ج) عادت زدایی و سنت شکنی در زبان عادی و تبدیل آن به زبان هنری
د) اعجاب و حیرت انگیزی و جلب توجه مخا طب
ه) زیبایی و دلربایی سخن و ایجاد التذاذ هنری درخواننده
و) خیال انگیزی و تصویرسازی ودرنتیجه گسترش صورخیال وهمچنین موضوع
ز) خلق و آفرینش طنز و نیز تقویت ذهن مخا طب
اغراق ها ازنظر هنری و یا غیر هنری بودن به دو دسته تقسیم پذیرند : که نوع نخست آن شاعرانه، نمکین و هنرمندانه است.حال آن که نوع دوم آن با تکلف و تصنع همراه بوده و به اصطلاح بی نمک است. بنابراین هر اغراق و مبالغه ای درخور توجه نیست. « ارزش بزرگ نمایی یک واقعیت در شعر از آن جاست که شعرهنر تجسم بخشیدن به عواطف با ابزار زبان است.پس هنگامی که عاطفه ای مانند اندوه،شادی،عشق،نفرت وغیره بسیارشدت وغلیان یافته باشد بهترین وسیله ی تجسم بخشیدن به این گونه عواطف، یاری گرفتن از اغراق است.» ( بدیع، وحیدیان کامیار، ص107) .
ز دیدنت نتوانم که دیده بر دوزم وگر معاینه بینم که تیر می آید ( سعدی)
دسته بندی اغراق : با دقت در ژرف ساخت بعضی از آرایه ها ی معنوی پی خواهیم برد که اساس آن ها بر تشبیه ویا استعاره است. استاد شمیسا « نگاهی تازه به بدیع ، ص 103» آرایه ی اغراق را برسه نوع بیانی ، حماسی وبدیعی تقسیم می کنند.
الف ) اغراق بیانی : ایشان درباب بیان می نویسند: « علمی است که از ادای معنای واحد به طریق مختلف بحث می کند و مبالغه و اغراق و غلو هم یکی از انحای ادای معنی هستند» ( همان منبع ، شمیسا ، ص103 ) . لذا این نوع اغراق ، افراط و تأکید در توصیفی است که حاصل تشبیه و استعاره است ، به عبارت دیگراغراق نتیجه ی تشبیهات، استعارات و کنایات است. از این منظر آن را جزء مباحث علم بیان محسوب می کنند.
بدو گفت هم زور تو پیل نیست چو گرد پی رخش تو نیل نیست (فردوسی )

چنان شد که گفتی طراز نخ است و گر پیش آتش نهاده یخ است ( فردوسی )
ب) اغراق حماسی : دکترشمیسا در باره ی این نوع اغراق معتقدند که جزء ذات آثارحماسی است و نباید بدان اطلاق صنعت کرد. این نوع از اغراق علاوه بر داستان ها ، در قصیده هم مشاهده می شود.
همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع همی بدادی تا در ولی نماند فقیر ( رودکی )
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب ( فردوسی )
ج) اغراق بد یعی : اغراق در موارد عادی مقبول و پسندیده نیست و زمانی پذیرفتنی است که جنیه ی بدیعی داشته باشد، یعنی با دیگر آرایه های بدیعی ( و نیز بیانی ) درآمیخته باشد.
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی (سعدی )

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است ( سعدی )
عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد ( حافظ )
پس اغراق گاه در پیوند با ترفند های دیگر ادبی است و گاه به طور عادی وخالی از چنین پیوندی در شعر ظهور می یابد.
دکتر فشارکی نیز برای اغراق تقسیم بندی های زیر را قایل اند :
الف ) اغراق های کنایی ب) اغراق های تشبیهی ج ) اغراق های عادی .که ازاین میان دو مورد نخست را با آنچه استاد شمیسا تحت عنوان اغراق بیانی از آن نام برده ، می توان برابر دانست.
الف ) اغراق های کنایی : کنایات وقتی با اغراق پیوند می خورند ، هنری تر جلوه می کنند. مثلا دربیت زیر گریستن آهوی دشت به حال کسی کنایه ای است که با اغراق همراه است:
ببایست بر کوه آتش گذشت مرا زار بگریست آهو به دشت ( فردوسی )
• به خون جگر طهارت کردن ،کنایه ای اغراق آمیز از شدت حزن و اندوه
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق به قول مفتی عشقش درست نیست نماز ( حافظ )
ب) اغراق تشبیهی : اغراقی است که با تشبیه درآمیزد و « اصولا تشبیه مبین نوعی اغراق در کیفیت تشبیه است»
چنان شد که گفتی طراز نخ است و گر پیش آتش نهاده یخ است ( فردوسی )
شاعر در تشبیه به بیان حال مشبه می پردازد و این بیان حال را برای تقریر در ذهن شنونده همواره با اغراق همراه می کند.چنان که استادشمیسا می نویسند:« پس تشبیه بیان مخیل حالمشبه است و این بیان حال با اغراق همراه است » ( بیان و معانی ، شمیسا ، ص 47)
گر آفتاب خزان گلبن شکوفه بریخت بقای سرو روان باد و قامت شمشاد ( سعدی )
ج) اغراق عادی : بدون هنرنمایی های ویژه ی بیانی و بدیعی است ، یعنی در ظاهربا تشبیه ، استعاره ویا کنایه هنری و امثال این ها آمیخته نیست.
آب دریا تا به کعب آید و را کاو بیابد بوسه بر زانوی تو ( مولوی )
همان گونه که پیش از این گفتیم، شعر ،هنر تجسم عواطف با ابزار زبان است. لذا وقتی که یکی از عواطف مثبت یا منفی بجوشد ، مناسب ترین وسیله ی تجسد و تجسم به این گونه عواطف ، اغراق است. با اغراق می توان در توصیف چهره ، حالات و خصایص انسانی ،اثری را با طنز در آمیخت و درچشم خواننده، شاخص و برجسته ساخت .بزرگانی چون فردوسی و نظامی به شیوه ی برجسته سازی و اغراق به توصیف صحنه ها ی داستان و شخصیت های خود می پردازند. این شیوه نه تنها در شعر که در هنرهای دیگر از قبیل نقاشی و گرافیک هم بسیار رواج دارد. دکتر حمیدیان درمورد برجسته سازی و اغراق – که عادت دیرینه ی نظامی است- چنین می نویسند:« آن عبارت است از تمرکز بر روی یک چیز خاص وبرجسته کردن نسبت به محیط خود» ( آرمان شهر زیبایی، حمیدیان، ص 79) . البته یادآوری این نکته ضروری است که اغراق ومبالغه ی غنایی با اغراق حماسی متفاوت اند زیرا « مبالغه ی حماسی ذاتی و جوهری است. » ( همان منبع ، حمیدیان ، ص 81 ) .با این توضیح که « شعر حماسی به کمک مبالغه و اغراق ویژه ی حماسه در جهت هرچه شگفت آورتر و ماوراء طبیعی جلوه دادن رویداد ها و پدیدارهاست، درحالی که درمنظومه ی غنایی ، شاعر معمولا درجهتی معکوس حرکت می کند که همانا واقعی و ملموس فرانمودن پیوند انسان و هرچه بدل از انسان با محیط جاندارخویش است.» (آرمان شهرزیبایی،حمیدیان، صص 55-54) .
اغراق به گونه های مختلف لفظی و معنوی ، فضای ادبیات منظوم و منثور فارسی را پرکردن است وهمه ی آن ها بیانگر توصیف حیرت انگیز از یک موضوع ، تأثیر عاطفی و برجسته سازی و … است، خواه درجهت نفی یا اثبات موضوعی باشد.
همآغوشی اغراق با ترفند های دیگر ادبی :اغراق هر جا که با آرایه های دیگر در آمیزد ، خود رامؤثر و نافذ تر می نمایاند و چشم خواننده را به جمال خود روشن تر می کند. با مطالعه ی دیوان شاعران فارسی خواهیم دید که این آرایه هرگاه باعناصر بیانی و بدیعی پیوند می خورد ، موجبات حیرت خواننده و التذاذ هنری اورا فراهم می کند. ما در این جا با ذکر نمونه هایی ، این آمیزش و همآغوشی را بیان می کنیم :
الف) آمیزشاغراق و استعاره : بسیاری از ادیبان علت و غرض از استعاره را اغراق دانسته اند.استاد شمیسا معتقدند که اغراق در استعاره نسبت به تشبیه بسیار فراتر است وبه همین دلیل ازقول قدما می نویسند:« ان الاستعاره ابلغ من التشبیه که استعاره مبتنی بر اتحاد است زیرا درآن تناسی تشبیه است، و در نتیجه در آن اغراق و تخییل در اوج است.» ( بیان و معانی ، شمیسا ، ص 68). بنابر این ، وقتی شاعری درشعرش دست به استعاره می زند ، یقینا اغراق با آن همراهی می کند.دکترطالبیان می نویسند :« صورت تکاملی و خلاصه شده ی هرتشبیه ، استعاره است ، وقتی تشبیه ارتباط روشنی با اغراق داشته باشد، استعاره نیز ازاین رابطه خالی نیست.بلکه استعاره نسبت به تشبیه مبالغه آمیز تر و زیباتر است . » ( طالبیان،مجله دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی،پاییز1380)
صبا به لطف بگوآن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را(حافظ )
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد خانه پرور من از که کم تر است ؟!( حافظ )
ب)پیوند اغراق با تشبیه : تشبیه مانند کردن دوچیز با هم است، به شرطی که اساس مانندگی بر دروغ یا حداقل دروغ نما باشد، آن گاه با اغراق همراه خواهد بود.ما در تشبیه ادعای مانندگی می کنیم .درحالی که حقیقت ندارد.این جاست که تشبیه و اغراق هم پیمان می شوند. اصولا « هدف اصلی از تشبیه بدون شک اغراق و مبالغه است » ( معانی و بیان ، علوی مقدم و اشرف زاده ، ص 112) .
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند به بالا به کردارسرو بلند ( فردوسی )
ج )آ میختگی اغراق و کنایه : درتکمیل توضیحات پیشین باید بیفزاییم که ارتباط تنگاتنگ اغراق و کنایه با یکدیگر ارزش هنری ویژه ای به کنایه خواهد داد. مثلا در زبان عادی می گوییم: « زنم غذایی درست می کند که تو پنج انگشت خودت را می خوری » کنایه ازاین که زنم آشپز خوبی است و غذای خوشمزه و لذیذی آماده می کند. این عبارت خالی از اغراق نیست.
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز (حافظ)
دربیت بالا غسل در اشک زدن کنایه ی اغراق آمیزی از شدت گریه است.
د)پیوند اغراق با اسناد مجازی :استاد شفیعی کدکنی در باب اغراق های شاهنامه می نویسند: « اغراق های شاهنامه از آن جا که برمدار نوعی اسناد مجازی است، دارای تنوع بسیاری است و مطالعه صوراغراق درشعر فردوسی نشان می دهد که حوزه ی امکانات و تنوع زمینه ی تصویری در اسناد مجازی بیش از همه ی انواع تشبیه و استعاره است… و فراخنای دامنه ی اسناد مجازی چندان هست که حدی برای آن نمی توان تصور کرد.» ( صورخیال، شفیعی کدکنی، ص 449)
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب ( فردوسی )
ه )اختلاط اغراق با تجاهل العارف : تجاهل العارف تا حد زیادی در بر دارنده ی اغراق است. چنان که استاد همایی می نویسند: « تجاهل العارف برای تحسین کلام و مبالغه در وصف و تقویت و تأ کید است » ( فنون بلاغت وصناعات ادبی،همایی، ص 287) . ضمنا« ژرف ساخت تجاهل العارف تشبیه مضمر است که همواره با غلو همراه است.» ( نگاه تازه به بدیع ، شمیسا ، ص 109).
ندانم این شب قدر است یا ستاره ی روز؟ تویی برابر من یا خیال در نظرم ( سعدی )
این ماه دو هفته در نقاب است یا حوری دست در خضاب است (سعدی )
و )همنشینی اغراق با تضاد : همراهی و پیوند اغراق و تضاد موجب آفرینش زیبایی ، تأ ثیر گذاری وشگفتی در سخن می شود به ویژه وقتی که پای تشبیه نیز در میان باشد.
و زان جایگه تا به افراسیاب شده ست آتش ایران و توران چو آب ( فردوسی )
چنان شد ز گرد سپاه آفتاب که آتش برآمد ز دریای آب ( فردوسی )
ز )ترکیب اغراق و حسن تعلیل : دکتر فشارکی در تعریف از حسن تعلیل می نویسند :«آن است که برای امری ، دلیلی تخیلی و غیرطبیعی و ادعایی بیاورند که با آن امر ارتباط لطیفی داشته باشد.» ( نقد بدیع ،فشارکی ، 1379:75)
ازتعریف فوق چنین بر می آید که علتی که شاعر برای امری می آورد ،غالبا مجازی و خیالی است ودلایل منطقی و واقعی در این تعریف جایی ندارند.لذا شاعر برای تجسم خیال خود ازشگردهای ادبی مانند تشبیه ، استعاره و… کمک می گیرد. یکی از اهداف تشبیه هم اغراق و مبالغه است. با این توضیح درمی یابیم که « حسن تعلیل مبتنی بر تشبیه ، استعاره ، ایهام ، آدم پنداری ، کنایه ، مجاز ، غلو و بعضی دیگر از ترفندهای شاعرانه است .»( بدیع ازدیدگاه زیبایی شناسی ، وحیدیان کامیار ، 1383:133) .
باران همه برجای عرق می چکد از ابر پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد (سنایی ،آرایه ها ی ادبی،هادی،1377:183)
گرشاهدان نه د نیی و دین می برند و عقل پس زاهدان برای چه خلوت گزیده اند ( سعدی، همان ، هادی، 1377:184)
ح)پیوند اغراق با تنسیق الصفات : « تنسیق الصفات درلغت به معنی آراستن و ترتیب دادن است و در اصطلاح آن است که با نظمی خاص برای موصوف واحد ،صفات متعددی بیان دارند .» ( نقد بدیع ، فشارکی ، ص121) . دراین آرایه شاعر با چینش چند صفت برای یک موصوف علاوه بر ایجاد زیبایی، دست به آفرینش اغراق و مبالغه می زند .
فغان کان لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از من که ترکان خوان یغما را ( حافظ)
یار من اوباش و قلاش است و رند بر من او خود پارسایی می کند ( سعدی )
نتیجه :اغراق ارتباط مستقیم و تنگا تنگی با تخیل شاعر دارد. هرگاه این آرایه با دیگر آرایه های بدیعی و بیانی ترکیب و تلفیق شود، ضمن افزایش زیبایی شعر، تأثیرات شگرفی بر ذهن مخاطب خواهد گذاشت. اغراق موجب خروج مضمون از حد یک امر عادی و متعارف به حوزه ی عوا طفی خوشایند و شاخص می شود.آن چه میزان زیبایی وملاک پذیرش اغراق را تعیین می کند، زیبایی وتناسب تصویری است که به وسیله ی این ترفند ادبی ارا یه می شود. این آرایه را ازمنظر و چشم اندازهای متعددی می توان نگریست و مراتب و درجاتی برای آن قایل شد. ابتدائا هنری ویا غیر هنری بودن آن و سپس حسی یا غیرحسی بودن اغراق را می توان مورد بررسی قرار داد. آن گاه تقسیم بندی آن را به بیانی، حماسی و بدیعی و همچنین دسته بندی آن را به کنایی ، تشبیهی و عادی تجزیه و تحلیل کردو نهایتا به تشابهات وتفاوت های این اقسام پرداخت. سپس از رهگذر آمیزش و ترکیب آرایه ی اغراق با شگردهای دیگربیانی وبدیعی ازجمله استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، تجاهل العارف ، تنسیق الصفات، تضاد،حسن تعلیل و… به تأمل و تعمق نشست . و در خاتمه دریافت که شاعر از به کارگیری اغراق در شعر و تلفیق آن با صنایع دیگر ادبی ، اهداف و اغراضی در سر دارد که عبارتند از : ایجادشگفتی واعجاب ، کوچک ویا بزرگ نمایی ( برجستگی و تشخص ) ، تأثیرات عاطفی ” روحی و فکری ، عادت زدایی در زبان عادی و تبدیل آن به زبان هنری و برتر ، تصویرسازی و خیال انگیزی ، گسترش صورخیال و نیز التذاذ هنری ، زیبایی سخن ، جلب توجه خواننده و باورپذیری و تقویت ذهن و نفوذ برمخاطب .

منابع و مآ خذ :
1. شفیعی کدکنی، محمدرضا، صورخیال در شعرفارسی،چاپ یازدهم، تهران ، آگاه 1386
2. شمیسا ، سیروس ، انواع ادبی،چاپ اول، تهران ، باغ آینه1370
3. فشارکی،محمد،نقد بدیع، چاپ اول ،تهران ، سمت 1379
4. شمیسا،سیروس، نگاهی تازه به بدیع ،چاپ چهاردهم، تهران ، فردوس1381
5. حمیدیان،سعید،آرمان شهر زیبایی،چاپ اول، تهران ، قطره 1373
6. وحیدیان کامیار، تقی، بدیع ازدید زیبایی شناسی،چاپ اول، تهران،سمت 1383
7. غلام ، محمد ، هنر و ادب فارسی(دوره پیش دانشگاهی، رشته هنر4/594)، تهران،سازمان پژوهش و برنامه ریزی(انتشارات مدرسه)، 1380
8. داد ، سیما ، فرهنگ اصطلاحات ادبی ،چاپ دوم ،تهران، مروارید 1375
9. احمد نژاد ، کامل ، فنون ادبی ،چاپ دوم ،محل نشر؟ ، نشرپایا 1374
10. احمد سلطانی ، منیره ، قصیده ی فنی ،نوبت چاپ ؟ ، تهران ، انتشارات کیهان 1370
11. خانلری ( کیا) ، زهرا ، فرهنگ ادبیات فارسی ،چاپ سوم، تهران ، توس 1366
12. پورنامداریان ، تقی ، سفر در مه ، ویراست جدید ،تهران ، نگاه 1381
13. همایی ، جلال الدین ، فنون بلاغت و صناعات ادبی ،چاپ چهارم،تهران ، نشر هما 1367
14. مایرهوارد،آبرامز،فرهنگ واره ی اصطلاحات ادبی (aglossary of literary terms) ،مترجم:بابایی ، سیامک،چاپ اول ،تهران ، انتشارات جنگل (جاودانه ) 1386
15. حسن پورآلاشتی ، حسین ، طرز سخن ،چاپ اول، تهران ، سخن 1384
16. شمیسا ، سیروس ، بیان و معانی ،چاپ هفتم، تهران ، فردوس 1381
17. علوی مقدم ، محمد و اشرف زاده ، رضا ، معانی و بیان، چاپ اول ،تهران ،سمت 1376
18. پرین ،لارنس ،شعر و عناصر شعری ،مترجم : سلگی ، غلام رضا ،چاپ اول، تهران ، سعید نو 1371
19. پرین ، لارنس ، در باره ی شعر، مترجم: راکعی ، فاطمه،چاپ اول، تهران ، انتشارات اطلاعات 1373
20. هادی ، روح الله ، آرایه های ادبی( 1/280)، تهران ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، چاپ 1377
مجلات:
1. طا لبیان ، یحیی ،آمیختگی اغراق با شگردهایبیانی در شعر فردوسی، مجله ی دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، تهران ، تابستان و پاییز1380
2. شوندی، حسن و خانی اسفندآباد ، سامان،اغراق در زبان حماسی فردوسیومتنبی، فصلنامه مطالعلت ادبیات تطبیقی ،سال ششم ، شماره ی 21، بهار1391
محسن اعلا ازنور مازندران

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *