پائـــــیز

[ad_1]

پائـــــیز بِــسٌــمِ أللّهِ ألٌرَّحٌـــمنِ ألٌرَّحـــیـــمٌــ

پائـــــیز

از هر چه از هر کی که بگویم

از هر فصلی که بگویم

از هر فصلی که بشنوی

با زرد گونه حسم با خزون قلبم آشنا می شوی

یا چه میدانم نشنوی

دلدادگی در این روزگار خیلی نفرت انگیز است می دانی

دست آخر فقط برگ زرد من میبینم

حتی از دوست این واژه را دوست دارم

دوست را من ، دوســت دارم

پائـــــیز یعنی سقوط یک برگ

پائـــــیز یعنی آغاز یک مرگ

با تمام برگ ریزانی که دارد

با تمام سَرمایی که آتشم میزند

اِنگار هر روز من پائـــــیز است

نه انگار تمام فصل برای من پائـــــیزیست

یا چه می دانم…….

مجید مولودی

تابستوڹ 1389

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *