گلگشتی در « بهشت »

[ad_1]

گلگشتی در « بهشت » گلگشتی در « بهشت »
چکیده : غزل « بهشت » را تقدیم می کنم به ساحت مقدّس حضرت محمّد ( ص ) . هر چند پیشتر به هنگام سرودن چنین نیّتی نداشتم و اساس اندیشه ام بیشتر تقدیس ذات همایونی خداوندی بود ، ولی با دوباره و چندین باره خواندن غزل ، دقیق تر که به این مهم می اندیشم ویژگی های ظاهری و خصوصیّات باطنی پیامبر اسلام ( ص ) برایم تداعی می شود ، فلذا سعی می کنم بتوانم با تمسّک به روایات و توسّل به منایع و مآخذ به نیّت از نو زاده جامه ای نوین بپوشانم . ویژگی ها وخصوصیاتی که می توان با الگو قرار دادن آن ها به موفقیت در زندگی دست یافت و از «خَسِرَ الدُّنْیا وَالاْآخِرَةَ » ( حج /11 ) رهید . مقاله حاضر را نیز مکملی می کنم بر آن غزل تا اگر بوی « عطر » آن نتوانسته مخاطب را به سوی خود بکشاند ، در دست « عطار » دستاویزی باشد شاید برای حسن تعلیلی شاعرانه تر . امید که اساتید گرانقدر ودوستان تاج سرم با راهنمایی های خردمندانه خویش ، در راه رسیدن به این هدف شاگرد کوچک خود را رهنمون باشند .

کلید واژگان : شعر بهشت ، پیامبر ااسلام ( ص ) ، ویژگی های پیامبر ( ص ) .

مقدمه : غزل « بهشت » توصیفی است از چند ویژگی برجسته پیامبر اسلام ( ص ) در کنار تمامی محاسن اخلاقی آن حضرت . چنان که در روایات و احادیث آمده ، پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) همیشه لباس های آراسته و مرتب می پوشیدند . از نشانه هاي آراستگي، استفاده از عطريات ومواد خوشبو كننده است كه هم عامل نشاط وطراوت براي خودشخص است وهم به ديگران نشاط ومسرت مي بخشد. برعكس بوي زشت ومتعفن در بدن ، لباس ، دهان ، جوراب و…باعث رنجش وتنفر ديگران مي گردد . پيامبر اعظم ( ص ) هموراه عطر ومواد خوشبوكننده برسر وصورت خود مي زدند . مصرف كردن زیاد عطریات در جهت معطركردن ، پسنديده ونيكو است واسراف هم به حساب نمي آيد. امام صادق( ع ) مي فرمايد : « رسول الله صلى الله عليه و آله ظرف مخصوص عطر داشتند ، پس از هر وضو بلافاصله آن را به دست گرفته ، خود را معطر و خوشبو مى ساخت ؛ در نتيجه چون از خانه بيرون مى آمد ، بوى عطر در محل عبور آن بزرگوار منتشر مى شد. ( كافى ، ج 6، ص 515.) اگر عطر براى آن حضرت تعارف مى آوردند، خود را به آن معطر مى ساخت و مى فرمود: بويش پاكيزه و حمل كردنش آسان است . و بيش از آن مقدارى كه براى خوراك خرج مى كرد، به عطر پول مى داد.( همان ) و اگر از معطر ساختن خود با آن عذري داشت ، تنها به گذاشتن سر انگشت خود بر آن اكتفا مي فرمود ؛ وبيان مي كرد بهترين بندگان خدا آن هاي هستند كه خوشبويند .» ( اسماعیل دانش ) .هم چنین حضرت پیامبر ( ص ) به مسواک و بوی دهان و دندان وسواس خاصی داشتند . چنان که خود در این مورد فرموده اند : « جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت . » ( تبیان ) « جناب رسول اکرم ( ص ) آب وضو و مسواک خود را زیر سر مبارک می گذاشتند در شبها و سر ظرف آب وضو را با چیزی می پوشاندند و وقتی از خواب بیدار می شدند مسواک می کردند و وضو می گرفتند و چهار رکعت نماز می خواندند و می خوابیدند و پس از آن بیدار می شدند و مسواک می کردند و وضو می گرفتند و نماز می خواندند . » ( آفتاب ) مشخصاً چنین شخص ذی قیمیتی همواره تنی معطر داشته و دهانشان از رایحه ریحان هم خوش بوتر بوده و طبعاً این بو را می توان از لب های آن حضرت استشمام نمود .
عطر رُز می شنوم از تنت ای کان عسل
نفست یاس و لبت رایح ریحان عسل
چنان که شنیده و خوانده ایم ، گفته اند که پيامبر صلى الله عليه و آله لباسش را خودش مى دوخت ، كفشش را خودش وصله مى كرد ، گوسفندش را خود مى دوشيد . با بردگان غذا مى خورد . شرم آن نداشت كه خودش به بازار برود و نيازهاى خانه را خريدارى كرده و حمل كند . با همه افراد دست مى داد ، و تا طرف ، دستش را رها نمى كرد، او رها نمى كرد ، به همگان سلام مى كرد و اگر به چيزى دعوت مى شد، هر چند به خرماى خشك ، دعوت را رد نمى نمود . كم خرج و بزرگ طبع و خوش برخورد بود . چهره اش گشوده و خندان بود ، قلبى مهربان داشت ، و با همه مسلمانان مهربان بود . هرگز سر سفره اى سير بر نخاست و هرگز دست طمع به چيزى دراز نكرد. (الميزان ، ج 6، 330 ) پیامبر ( ص ) به گونه ای بودند که کسی سخن او را نمی شنید جز این که دوستدار او می شد و به آن حضرت گرایش پیدا می کرد . از این روی ، قریش ، اسلام آورندگان را پیش از هجرت « صباة » می نامیدند یعنی « دلدادگان » :
عسلی شاخ نباتی شَکری شُکر خدا
دل من برده ای و خوش زده بهتان عسل
مژگان بلند وانبوه يکي از جلوهای زيبای انسان است که خداوند متعال به بند گانش عطا مي کند ، طبق روايت: پيامبر اکرم (ص) داراي مُژّه هاي بلند وانبوهي بود . و چشمان پيامبر (ص) بزرگ وسياه بوده است ؛ حدقه چشمانش نيز سياه بود؛ (چه بسا به خاطر شب زنده داري) قر مزي كمي در سفيدي چشمانش، ديده مي شد . (الشمايل النبوية )
ای که مژگان تو سیرابِ سراب عسل است
سرِ آبم من و انگار که عطشان عسل
چشمه ای پر عسل از چشم خمارت جاری است
من خمار عسلم ای لبت انبان عسل !
اصلاح و مرتّب نمودن موهای سر و صورت نقش مهم درآراستگي انسان دارد ؛ پيامبرخاتم (ص) علاوه بر اينكه موهاي سر وصورت را اصلاح مي كرد به ديگران نيز توصيه به چنين اعمال مي نمود ؛ امام علي (ع) مي فر مايد كه رسول خدا (ص) پس از شانه زدن مو ، آن را با آب ، صاف و مرتب مي كرد و مي فرمود : كسي كه موي دارد ، يا آن راكوتاه كند يا آن را به خوبي سامان دهد . (الشمايل النبوية ) اصلاح سر وصورت به زيبايي انسان مي افزايد . اصلاح و مرتّب نمودن موهای سر و صورت مورد تأکيد پيامبر است و نقش اساسي درآراستگي انسان دارد. شستن هر چيزی موجب پاکي و نظافت آن مي گردد ؛ موهای سر و صورت نيز اگر به موقع شسته شود و مرتّب گردد به آراستگي و زيبایی انسان مي افزايد ؛ در روايات فراوان شستن سر و صورت با برخي گياهان توصيه شده است که علاوه بر ثواب و پاداش اخروی ، آثار مثبت دنيوی نيز دارد. آن حضرت خودش را با مرتب كردن سر و صورت و ماليدن روغن به آنها مي آراسته است و خضاب مي نموده و به چشمان مبارك شان سرمه مي كشيده است ؛ موهاي سر و محاسن شريفش را شانه كرده و با آب صاف ، مرتب مي نموده است وبه ديگران نيز به اين سنت ها تأكيد و توصيه كرده است. و گفتنی است که رسول خدا (ص) باشانه مخصوص به نام «مدري» سرش را شانه ميزد ، وچه بسا كه محاسن شريف را هر روز دوبار شانه مي زد . (الشمايل النبوية ) رنگ سفيد نیز از رنگهایی بوده است که بيشتر مورد توجّه پيامبر بوده است پيامبر خاتم(ص) نمونه اعلاي تميزي وآراستگي بود، در لباس پوشيدن نيز به اين نكته توجه داشت لباس سفيد مي پوشيد(الشمايل النبوية ) طبیعی است که شخصی چون پیامبر ( ص ) با ین همه دقت در آراستگی ظاهری و زیبا نگاه داشتن چهره ، گل رویشان مانند جویی باشد که به جای آب ، شیر سفید رنگ خالص از آن جاری است .
جوی شیر است روان از گل رویت آیا
یا که شوری است به پا خاسته از خوان عسل ؟
سيره و رفتار پيامبر اعظم (ص) برترين الگوي كمال جويي است . آن حضرت مظهر كامل و نماد بر جسته آراستگي بوده است كه با توجه به سيماي ظاهري ، شمايل حضرت جلوه و درخشش ويژه ای داشته است . دهان مبارکشان نیز از زیبایی خاصی برخوردار بوده ، چنان که در روایت است که خاتم پیامبران (ص) دارای دهانی فراخ امّا متناسب بود ند . (الشمايل النبوية ) به گونه ای که حسرت داشتن چنان لب و دهان را همگان در دل می پروراندند :
سبلان از تب لب های تو در حسرت عشق
عشق در حسرت تهذیب به باران عسل
خداوند متعال نه تنها در قرآن ، بلکه در سایر ادیان آسمانی ، مردمان را نوید می‌دهد که با ایمان و انجام اعمال صالح می‌توانند به بهشت برین دست یایند . بهشتی که سراسر خوشی و شادی است . تصویری که از بهشت در قرآن ترسیم شده است بسیار زیبا و گاه حیرت‌انگیز است :
« سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُۆْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ »؛ « [براى رسیدن‏] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‏اند ، بر یكدیگر سبقت جویید . این فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‏دهد ، و خداوند را فزون ‏بخشى بزرگ است». (حدید/21)
پیامبر (ص) اعضا و اندام معتدل داشت ، شکم آن حضرت با سینه اش مساوی بود ؛ اعضاء و جوارحش سخت و محکم بود ، نه دراز قد بود ونه کوتاه ، ازنظر اندام انسانی معتدل بود ، در اواخر عمر اندکی چاق شد ، امّا از نظر گوشت بدن ،چنان محکم و قوی بود که براساس روایات گویی پیری در او اثر نکرده است . (الشمايل النبوية ) شا نه پیامبر خدا (ص) که نماینگرتوانای و قدرت جسمی حضرت بود، طبق احادیث چنین تبین شده است که : حضرت چهار شانه بود و شانه های پهنی داشت . (الشمايل النبوية ) کف دست مبارکش فراخ و همچون کف دست عطاران خوشبو و معطر، همچنین کلفت ومحکم بود ؛ مچهای دستانشان پهن و ساعد های کشیده داشت ؛ ساعدش مو نداشت ؛ هنگامی به چیزی اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو . (الشمايل النبوية ) بی شک آغوش باز چنین مرد مقدسی در سختی ها و گرفتاری ها برای مومنین در حکم بهشتی بوده است که می توانستند از روضه رضوانش رهنمودهای لازم را برای زندگی دنیوی و در امان ماندن از آسیب های روانی و اجتماعی دریافت کنند :

باشد آغوش تو ـ آن گونه که گویند ـ بهشت
هست سیمای گلت روضه رضوان عسل
نتیجه : در خاتمه مقاله و برای نتیجه گیری ، تاکید می شود که قرآن کریم در دو آیه کلمه عسل را ذکر کرده است ، نخست در سوره محمد (ص) آیه ۱۵ که خداوند در ستودن بهشت به نیکوکاران وعده داده است که در آنجا نهرهایی از عسل پاک و ناب روان است و سپس در سوره نحل که خواص شفابخش آن را یادآوری فرموده : « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیها أَنْهارٌ مِنْ ماء غَیْرِ آسِن وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَن لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْر لَذَّة لِلشّارِبِینَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَل مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِیها مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ کَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِی النّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِیماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ . » ؛ « توصیف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده ، چنین است : در آن نهرهائى از آب صاف و خالص که بدبو نشده ، و نهرهائى از شیر که طعم آن دگرگون نگشته ، و نهرهائى از شراب (طهور) که مایه لذت نوشندگان است، و نهرهائى از عسل مصفاست ، و براى آنها در آن از همه انواع میوه ها وجود دارد ; و آمرزشى است از سوى پروردگارشان ! آیا اینها همانند کسانى هستند که همیشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده مى شوند که اندرونشان را از هم متلاشى مى کند؟! » ( قران کریم 1378 )
پیامبر گرامی اسلام ( ص ) با آن همه دلداده و « صباة » به شیرینی دلبری می کردند . در این عالم خاکی حلاوتی که بتوان حلاوت آن را با حلاوت عشق مقابسه کرد حلاوت عسل است . عسل در عین شیرین بودن خود درمان درد دیابت است . عسل انسولین را افزایش می دهد و قند خون را کاهش میدهد . ( بازار عسل ) حلاوت عشق به پیامبر اکرم ( ص ) حلاوتی فراتر از حلاوت عسل است . عشقی است که در عین دلبری ، دلارامی نیز با خود به همراه دارد . و در توصیف چنین مقام مقدسی چه می توان گفت جز این که :
عسلی ، باز عسل ، غیر عسل ذات تو چیست ؟
که دلم می بری این گونه به قرآنِ عسل

منابع و مآخذ :
1 ـ قرآن کریم ، الهی قمشه ای ، مهدی ، 1387 ، چاپ دهم ، شب تاب
2 ـ آفتاب ( 02/04/1396 ) ویژگی های اخلاقی حضرت محمد ( ص ) . www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1214543373_hazratmohammad_p1.php
3 ـ بازار عسل : ://bazareasal.com
4 ـ تبیان . توصیه‌های پیامبر اسلام درباره سلامتی . ( 02/04/1396 ) . article.tebyan.net/268521
5 ـ دانش ، اسماعیل . ويژگي هاي ظاهري پيامبراعظم(ص) . ( 02/04/1396 ) . ://www.bsharat.com/id/1/3/2p.html
6 – الشمايل النبوية والخصايل المصطفويه ، محمدبن عيسي تر مذي ، مصحح ، فوازاحمد زمرلي ، طه 2، دار الكتاب العربي ، بيروت1418ق.
7 – طباطبایی ، محمد حسین . (1374 ) ترجمه : موسوی همدانی ، محمدباقر . ترجمه تفسیر المیزان جلد 6 . قم . انتشارات اسلامی
8 ـ کلینی ، محمدبن یعقوب . ( 1375 ) ترجمه : کمره ای محمد باقر . اصول کافی جلد 6 . قم .

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *